متبادله
مترادفها
متقابل، دوطرفه، تبادلی
متضادها
یکطرفه، یکجانبه
لغت نامه دهخدا
( متبادلة ) متبادلة. [ م ُ ت َ دِ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث متبادل.
- حمای متبادله؛ آن است که یک تب به آخر رسیده سپس تب دیگر ظاهر شود. ( بحرالجواهر، یادداشت به خطمرحوم دهخدا ). و رجوع به متبادل و تبادل شود.
جمله سازی با متبادله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دنیای امروز، همکاریهای متبادله میان کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه برای دستیابی به اهداف اقتصادی و رفاه عمومی بسیار ضروری و حیاتی به نظر میرسد.
💡 روابط دیپلماتیک میان دو کشور بر پایه اصول متبادله و احترام متقابل به حاکمیت ملی بنا شده است تا آرامش و امنیت در منطقه حفظ شود.
💡 تبادلات متبادله فرهنگی در سطح بینالمللی میتواند باعث درک بهتر میان ملتهای مختلف و کاهش سوءتفاهمهای سیاسی و اجتماعی در جوامع مدرن امروزی شود.