متبادل
مترادفها
متقابل، دوسویه، دوطرفه
متضادها
یکطرفه
لغت نامه دهخدا
متبادل. [ م ُ ت َ دِ ] ( ع ص ) معاوضه کننده. ( آنندراج ). || معاوضه کرده شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تبادل شود.
فرهنگ فارسی
معاوضه کننده
جمله سازی با متبادل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خط نبطی در صحرای سوریه در منطقهٔ دولت «بنیغَسّان» میان بازرگانان متبادل گردیده و تغییرات یافته و بهواسطهٔ تجار به مراکز بازرگانی و فکری حجاز منتقل شده و منتشر گردیده است. بعید هم نیست که در این تغییرات مردم حیره و اتباع دولت «آل مُنذَر» که با مکه و مدینه روابط بازرگانی داشتهاند نیز سهیم باشند.بعضی برآنند که عربها خط نبطی را از «حوران» در اثنای آیند و روند خود به شام و بهواسطهٔ بازرگانان آموختهاند. خط عربی یا خط اسلامی از خط نبطی و خط نبطی از خط آرامی مأخوذ است و یمنیها هم مستقیماً خط مُسند را از آرامیان گرفتهاند.
💡 در سیستمهای اقتصادی جدید، روابط متبادل بین تولیدکنندگان و مصرفکنندگان نقش بسیار مهمی در پایداری و رشد اقتصادی کل جامعه ایفا میکند.
💡 آنها تصمیم گرفتند برای حل مشکل، یک توافق متبادل ایجاد کنند که در آن هر دو طرف از مزایای همکاری با یکدیگر بهرهمند شوند.
💡 در این بازی استراتژیک، بازیکنان باید از مهارتهای متبادل برای پیشبرد اهداف خود و شکست دادن رقبای قدرتمند در مراحل سخت استفاده کنند.