مبلقه

لغت نامه دهخدا

( مبلقة ) مبلقة.[ م ُ ب َل ْ ل َ ق َ ] ( ع ص ) رکیة مبلقة؛ اصلاح شده. ( ازتاج العروس ). رکیة مبلقة؛ چاه در زمین نرم که بواسطه تخته های ساج اصلاح شده باشد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تبلیق شود.

جمله سازی با مبلقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن زن مبلقه با تسلط کامل بر منابع مذهبی و دانش دینی، توانست با سخنرانی‌های اثرگذار خود، جمع بزرگی از شنوندگان را تحت تأثیر قرار دهد.

💡 در ساختارهای اجتماعی سنتی، هر مبلقه باید علاوه بر داشتن دانش کافی، از مهارت‌های ارتباطی بالایی برای انتقال مفاهیم اخلاقی به جامعه برخوردار باشد.

💡 مبلقه در جلسات آموزشی مذهبی، نقش مهمی در تبیین احکام و راهنمایی زنان در مسائل مربوط به خانواده و زندگی اجتماعی ایفا می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران