ماندگاره
مترادفها
باقیمانده، پسماند، بقایا
متضادها
گذرا، موقت، ناپایدار، زایل، فانی
فرهنگستان زبان و ادب
{heirloom} [باستان شناسی] شیئی که معمولاً به عنوان ارث و میراث نگهداری می شده و ممکن است در بافت هایی پیدا شود که بسیار جدیدتر از زمان ساخت آن باشد
ویکی واژه
شیئی که معمولاً بهعنوان ارث و میراث نگهداری میشده و ممکن است در بافتهایی پیدا شود که بسیار جدیدتر از زمان ساخت آن باشد.