لغت نامه دهخدا
مارکتف. [ ک ِ ] ( اِخ ) کنایه از ضحاک است. مارفش. ماردوش:
گراین مارکتف اهرمن چهر مرد
بداند برآرد ز من وز تو گرد.( گرشاسبنامه ).رجوع به ضحاک شود.
مارکتف. [ ک ِ ] ( اِخ ) کنایه از ضحاک است. مارفش. ماردوش:
گراین مارکتف اهرمن چهر مرد
بداند برآرد ز من وز تو گرد.( گرشاسبنامه ).رجوع به ضحاک شود.