لغت نامه دهخدا
لفت و لیس کردن. [ ل ِ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کاسه لیسی کردن. به بازمانده ٔهر چیز راضی شدن و خوردن. || سرکیسه کردن و از چیزها که در اختیار اوست برداشتن نه آشکارا.
لفت و لیس کردن. [ ل ِ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کاسه لیسی کردن. به بازمانده ٔهر چیز راضی شدن و خوردن. || سرکیسه کردن و از چیزها که در اختیار اوست برداشتن نه آشکارا.
( ~ کَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) اختلاس، پولی غیر قانونی و از راه نامشروع درآوردن.
( مصدر ) کاسه لیسی کردن از آنچه که در دسترس هست پنهانی برداشتن.
(عا.)
اختلاس، پولی غیر قانونی و از راه نامشروع درآوردن.