لغیدن

مترادف‌ها

سُر خوردن، لغزیدن، وا رفتن

متضادها

ایستادن، پایداری کردن

لغت نامه دهخدا

لغیدن. [ ل َغ ْ غی دَ ] ( مص ) جنبیدن در جای خود پس از استواری. لِغلِغ کردن. || آوای لغشده دادن، چنانکه در تخم مرغ و دندان و جز آن. و رجوع به لغ شود.