لغ و پغ
متضادها
سخن مفید، سخن نافع
لغت نامه دهخدا
لغ و پغ. [ ل َغ ْ غ ُ پ َ ] ( ص مرکب، از اتباع ) از اتباع است. رجوع به لغ شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) چیزی که در جای خود جنبان باشد نا استوار که در جای خود بجنبد: پیچ و مهر. لق. یا تخم مرغ لق. تخم مرغ فاسد شده وگندیده. یا لق و لق. نااستوار و سست.