کلمهی «لقان» در فارسی به معنای لق شدن، حرکت ناپایدار یا شل شدن چیزی است و از ریشهی «لقیدن» گرفته شده است. این واژه در محاوره و برخی متون کهن فارسی کاربرد داشته و میتواند هم به حالت جسمی و هم به رفتار یا حرکت شخص اشاره کند. برای مثال، دندانی که لق شده باشد، یا عضوی از بدن که شل و ناپایدار است، «لقان» خوانده میشود. همچنین وقتی گفته میشود کسی «لقان راه میرود»، منظور حرکت غیرمستقیم، لرزان یا ناپایدار اوست. این کاربرد نشاندهندهی عدم ثبات یا استحکام جسمی یا حرکتی است. واژه «لقان» میتواند به صورت اسم برای حالت یا چیز ناپایدار و به صورت فعل یا وصفی برای حرکت کردن یا بودن در حالت لق به کار رود. در متون ادبی و محاورهای، این واژه برای توصیف ناپایداری، لرزش یا شل بودن اشیاء یا افراد به کار میرود. هممعنیهای نزدیک آن شامل «شل»، «ناپایدار»، «لرزان» و «حرکت ناپایدار» هستند.
لقان
لغت نامه دهخدا
لقان. [ ل ُ ]( اِخ ) شهری است. ( منتهی الارب ). شهری است به روم آن سوی خرشنه به دو روز مسافت. سیف الدوله حمدانی را بدانجا جنگی است و متنبّی در تذکر آن گوید:
یُذری اللقان غیاراً فی مناخرها
و فی حناجرها من آلس ِ جرع.( از معجم البلدان ).
لقان. [ ل َق ْ قا ] ( نف ) لقنده. در حال لقیدن. لغان.