قضاوت ورزیدن
مترادفها
داوری کردن، قضاوت کردن
لغت نامه دهخدا
قضاوت ورزیدن. [ ق َ / ق ِ وَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) به شغل قضاوت مشغول بودن. قضاوت کردن.
فرهنگ فارسی
بشعل قضاوت مشغول بودن قضاوت کردن
داوری کردن، قضاوت کردن
قضاوت ورزیدن. [ ق َ / ق ِ وَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) به شغل قضاوت مشغول بودن. قضاوت کردن.
بشعل قضاوت مشغول بودن قضاوت کردن