کلمه «قراص» به گیاهی اطلاق میشود که در زبان فارسی به آن بابونه میگویند. این گیاه در عربی با نام «اقحوان» شناخته میشود و بخش مورد استفاده آن، گلهای آن است. بابونه از گیاهان معطر و دارویی است که خواص درمانی زیادی دارد و در طب سنتی برای رفع مشکلات گوارشی، آرامبخشی و ضد التهاب به کار میرود. گلهای بابونه معمولاً کوچک، زرد و سفید رنگ هستند و عطر مطبوعی دارند. این گیاه را میتوان به صورت دمنوش، عصاره یا به عنوان چاشنی در غذاها مصرف کرد. قراص یا بابونه از دیرباز در فرهنگهای مختلف شناخته شده و استفاده درمانی و دارویی داشته است. مصرف بابونه به شکل شربت یا دمنوش برای تسکین دلدرد و آرامش اعصاب توصیه میشود. این گیاه همچنین در صنایع آرایشی و بهداشتی برای تهیه کرمها و لوسیونها کاربرد دارد. بنابراین، «قراص» نامی دیگر برای بابونه است که گلهای آن به دلیل خواص دارویی و درمانی مشهور است.
قراص
لغت نامه دهخدا
قراص. [ ق ُرْ را ] ( ع اِ ) بابونه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بابونه و هو نور الاقحوان. ( بحر الجواهر ).
قراص. [ ق ِ ] ( اِ ) رستنی باشد که آن را بابونه گویند و به عربی اقحوان خوانند و در کنزاللغات بهمین معنی به ضم اول و تشدید ثانی نوشته شده است. || گل بابونه. ( ناظم الاطباء ). || گیاهی تر بهاری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گیاهی بهاری. ( ناظم الاطباء ). || ورس و اسپرک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). یکی آن قراصة است. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به قراصة شود. || ( ص ) احمر قراص؛ سخت سرخ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
قراص. [ ق ِ ] ( اِخ ) آبی است در دیار کلاب متعلق به بنی عمروبن کلاب. ( از معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
= قُرص۲
فرهنگ فارسی
( اسم ) بابونه.
آبی است در دیار کلاب متعلق به بنی عمر و بن کلاب.