لغت نامه دهخدا
قباذیه. [ ق ُ ذی ی َ ] ( ع ص ) قبادیة. کهنه. ردی. ( منتهی الارب ). پست: حنطة قباذیة؛ گندم کهنه و پست. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
قباذیه. [ ق ُ ذی ی َ ] ( ع ص ) قبادیة. کهنه. ردی. ( منتهی الارب ). پست: حنطة قباذیة؛ گندم کهنه و پست. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
قبادیه کهنه