لغت نامه دهخدا
قاعس. [ ع ِ ] ( ع ص ) نقیض حدب است. گود و فرورفته. ابن اعرابی گوید: اقعس کسی است که پشتش فرورفته و گردنش برگشته است. ( معجم البلدان ).
قاعس. [ ع ِ ] ( اِخ ) جبال قبله. ابن سکیت گوید: قاعس و مناخ و منزل انقب، یُؤَدین بطرف ینبع در ساحل ( بحر قلزم ) است. ( معجم البلدان ).