قاطی پاطی
مترادفها
درهمبرهم، آشفته، مخلوط، بیترتیب، بههمریخته
متضادها
مرتب، منظم، یکدست
لغت نامه دهخدا
قاطی پاطی. ( ص مرکب، از اتباع ) درهم و برهم. مخلوط بی تناسب. رجوع به قاتی پاتی شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مخلوط درهم ممزوج.
درهمبرهم، آشفته، مخلوط، بیترتیب، بههمریخته
مرتب، منظم، یکدست
قاطی پاطی. ( ص مرکب، از اتباع ) درهم و برهم. مخلوط بی تناسب. رجوع به قاتی پاتی شود.
( صفت ) مخلوط درهم ممزوج.