لغت نامه دهخدا
قاطی.( از ترکی، ص ) مخلوط. درآمیخته. رجوع به قاتی شود.
- قاطی کردن؛ مخلوط کردن. درهم کردن. آمیختن. درآمیختن. رجوع به قاتی کردن شود.
قاطی.( از ترکی، ص ) مخلوط. درآمیخته. رجوع به قاتی شود.
- قاطی کردن؛ مخلوط کردن. درهم کردن. آمیختن. درآمیختن. رجوع به قاتی کردن شود.
( صفت ) مخلوط درهم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمان در آن میگذرد، یا نقاطی در زمان، یا هر دو. در دوران مدرن، چندین مشخصهٔ زمانی رسماً بهعنوان استاندارد شناخته شدهاست، که قبلاً اینها مواردی از عرف و عمل بودند. نمونهای از یک نوع استاندارد زمانی میتواند مقیاس زمانی باشد که روشی را برای اندازهگیری تقسیم زمان مشخص میکند. یک استاندارد برای زمان رسمی میتواند هم فواصل زمانی و همزمان روز را مشخص کند.
💡 در سال ۱۹۶۷، دولت آلبانیایی تحت حکومت انور خوجه بستن تمام نهادهای دینی در این کشور را اعلام کرد، و آلبانی را اولین حکومت رسماً بیخدا در دنیا اعلام نمود، اگرچه دین در آلبانی در ۱۹۹۱ به حال اول بازگشت. این رژیمها موجب افزایش تصورات منفی از بیخدایی شدند، به ویژه در نقاطی چون ایالات متحده آمریکا که در آن احساسات ضدکمونیستی قوی بود. این در حالی بود که بسیاری بیخدایان برجسته نیز ضدکمونیست بودند.
💡 شیطانین شیللاغا قالخان قاطیری نوخدا قیراندا
💡 نقاط آسیبپذیر یک سیستم نقاطی هستند که دارای نقطه ضعف میباشند.
💡 ناز آلوده به عطر اشتیاق ناز قاطی گشته با بوی فراق
💡 علاوه بر ملاحظات قبلی باید تلاش کرد تا تعداد کمینههای محلی عمیق (حالاتی که به میزان زیادی از همسایههایشان انرژی کمتری دارند) را کاهش داد. چنین نقاطی میتوانند الگوریتم تبرید شبیهسازیشده را با احتمال بالایی (تقریبا متناسب با کل تعداد حالات در یک همسایگی) و برای زمان زیادی (تقریبا نمایی بر حسب تفاوت انرژی با همسایهها در همسایگی) به دام بیاندازند.