لغت نامه دهخدا
قارونیه. [ نی ی َ ] ( اِخ ) نام محلی است و ابن قلاقس شاعر در ضرورت شعر آن را به قارون مبدل ساخته است:
و ترکتها والنوء ینزل راحتی
عن مال قارون الی قارون.( معجم البلدان ج 4 ).
قارونیه. [ نی ی َ ] ( اِخ ) نام محلی است و ابن قلاقس شاعر در ضرورت شعر آن را به قارون مبدل ساخته است:
و ترکتها والنوء ینزل راحتی
عن مال قارون الی قارون.( معجم البلدان ج 4 ).