فیروزجی تصویر معنی فیروزجی مترادفها فیروزهکار، فیروزهفروش لغت نامه دهخدا فیروزجی. [ زَ ] ( ص نسبی ) منسوب به فیروزج. فیروزه ای. || به رنگ فیروزه. رنگ آبی روشن. فرهنگ فارسی منسوب به فیروزج یا به رنگ فیروزه کلمات مرتبط پیروزه فیروزرنگ فیروزه ای ارزکانی زعفری