فغان برکشیدن

مترادف‌ها

فریاد زدن، ناله کردن، شیون کردن، ضجه زدن

متضادها

سکوت کردن، آرام گرفتن

لغت نامه دهخدا

فغان برکشیدن. [ ف َ ب َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد کشیدن. فریاد کردن. ناله کردن. زاری و فغان کردن:
بخندید و آنگه فغان برکشید
طلایه چو آواز رستم شنید.فردوسی.

فرهنگ فارسی

فریاد کشیدن. فریاد کردن