لغت نامه دهخدا
فظع. [ ف َ ظَ ] ( ع مص ) بزرگ شمردن کار را و بر طاقت خود انجام آن را اعتماد نکردن. || پر شدن ظرف. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || تنگ گردیدن کار و درماندن در سرانجام آن. ( منتهی الارب ).
فظع. [ ف َ ظَ ] ( ع مص ) بزرگ شمردن کار را و بر طاقت خود انجام آن را اعتماد نکردن. || پر شدن ظرف. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || تنگ گردیدن کار و درماندن در سرانجام آن. ( منتهی الارب ).
بزرگ شمردن کار را و بر طاقت خود انجام آن را اعتماد نکردن. یا پر شدن ظرف.