فضفضه

مترادف‌ها

گپ زدن، پرحرفی، وراجی

متضادها

سکوت، خاموشی

لغت نامه دهخدا

( فضفضة ) فضفضة. [ ف َ ف َ ض َ ] ( ع مص ) فراخ گردانیدن لباس را یا زره را یا زندگانی را. || فراخ شدن لباس یا زره یا زندگانی. ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) فراخی جامه و زره. || فراخی زندگانی. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با فضفضه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گاهی اوقات نیاز داریم با یک دوست صمیمی کمی فضفضه کنیم تا سنگینی مشکلات و استرس‌های روزمره زندگی خود را از روی دوشمان کاملاً برداریم.

💡 نشستن در کافه‌های دنج و انجام یک فضفضه طولانی با دوستان قدیمی، می‌تواند بهترین راه برای تجدید قوا و یافتن آرامش در زندگی باشد.

💡 او همیشه بعد از یک روز کاری بسیار پرفشار، دوست دارد با همسرش کمی فضفضه کند تا تمام دغدغه‌های ذهنی‌اش را با او در میان بگذارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران