فجوات
مترادفها
حفرهها، شکافها، خلاءها
متضادها
پر بودن، تراکم
لغت نامه دهخدا
فجوات. [ ف َ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ فجوة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به فجوة شود.
جمله سازی با فجوات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مهندسان سازه پس از بررسی دقیق نقشهها، متوجه شدند که در فجوات میان ستونهای اصلی ساختمان، ضعفهای ساختاری شدیدی وجود دارد که باید سریعاً اصلاح شود.
💡 شکافها و فجوات موجود در لایههای زمینشناسی منطقه، امکان عبور آبهای زیرزمینی را فراهم کرده و باعث تغییرات گسترده در اکوسیستم محیطی اطراف شده است.
💡 در هنگام مطالعه این کتاب تخصصی، او متوجه شد که در میان مطالب علمی، فجوات اطلاعاتی زیادی وجود دارد که نیاز به تحقیق و بررسی بیشتر دارد.