فافلیس تصویر معنی فافلیس لغت نامه دهخدا فافلیس. ( اِخ ) الاَّمدی. طبیب. ( تاریخ الحکمای قفطی ص 262 ). رجوع به آمِدی شود. کلمات مرتبط اراقلیدس لیولیانس المرتد ارسطو مانس فرنطال لیبلون گزارش محتوای نامناسب