کلمهی «غوطه نمودن» در فارسی به معنای «فرو بردن کامل یا نیمهکامل چیزی در مایع یا محیط دیگر» است. این عبارت از ترکیب «غوطه» به معنای غرق شدن یا شناور بودن و «نمودن» که همان فعل «کردن» است، تشکیل شده است. غوطه نمودن معمولاً برای اشیاء یا موجودات به کار میرود که در آب یا مایعی دیگر فرو میروند یا در آن شناور میشوند. این واژه در متون علمی، فنی و ادبی کاربرد دارد و میتواند هم معنای واقعی فیزیکی داشته باشد و هم معنای استعاری، مانند غوطهور شدن در فکر، کار یا احساسات. از نظر معنایی، غوطه نمودن با واژههایی مانند فروبردن، فرو کردن، غرق کردن و فرو رفتن هممعنی است. این واژه بار مثبت یا منفی ندارد و صرفاً حالت یا عمل قرار گرفتن در یک محیط دیگر را بیان میکند. در مکالمات روزمره کمتر دیده میشود و بیشتر در متون رسمی و تخصصی کاربرد دارد.
غوطه نمودن
لغت نامه دهخدا
غوطه نمودن. [ طَ / طِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) درآب فروشدن. غوطه خوردن. غوطه زدن. غوطه ور شدن. غوته خوردن. رجوع به غوطه و غوته شود. || مجازاً بمعنی تأمل و غور و به فکر فرورفتن:
بسی غوطه در بحر خاطر نمود
در فکر و اندیشه بر دل گشود.فردوسی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - غوطه خوردن ۲ - تامل کردن غور کردن.