غورت انداختن
مترادفها
بلعیدن، فرو بردن
لغت نامه دهخدا
غورت انداختن.[ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عوام و لوطیان، دعوی باطل کردن. بستن به خویش چیزی را از نیکی به دروغ.
فرهنگ معین
(اَ تَ ) (عا. ) دعوی باطل کردن، چیزی را از نیکی یا بدی به خود بستن.
فرهنگ فارسی
دعوی باطل کردن چیزی را از نیکی یا بدی به خود بستن.