غرابگون

لغت نامه دهخدا

غرابگون. [ غ ُ ] ( ص مرکب ) سیاهرنگ:
رایت شه تذرووش لیک عقاب حمله بر
پرچم شه غرابگون لیک همای معرکه.خاقانی.