لغت نامه دهخدا
عیب گستردن. [ ع َ / ع ِ گ ُ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) خطاها و گناهان کسی رافاش کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). شایع و منتشر کردن معایب. پخش کردن و برملا ساختن آهو و عیب:
در بسته به روی خود ز مردم
تا عیب نگسترند ما را.سعدی.
عیب گستردن. [ ع َ / ع ِ گ ُ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) خطاها و گناهان کسی رافاش کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). شایع و منتشر کردن معایب. پخش کردن و برملا ساختن آهو و عیب:
در بسته به روی خود ز مردم
تا عیب نگسترند ما را.سعدی.
( مصدر ) خطاها و گناهان کسی را فاش کردن.