عوجاء

متضادها

مستقیم، راست

لغت نامه دهخدا

عوجاء. [ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث أعوج. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).ج، عوج. ( اقرب الموارد ). و رجوع به اعوج شود. || شتر لاغر و باریک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). شتران لاغر، که از نحیفی و گرسنگی خمیده و منحنی باشند. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) کمان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کمان تیراندازی. ( غیاث اللغات ). قوس. ( اقرب الموارد ).
عوجاء. [ ع َ ] ( اِخ ) نام اسب عامربن جُوَین طائی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
عوجاء. [ ع َ ] ( اِخ ) پشته و تپه ای است در مقابل هر دو کوه طی. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). تپه ای است در مقابل دو کوه طی ٔ، یعنی اَجاء و سَلمی ̍. و آن در اصل نام زنی بود که بر این کوه نهاده شد و داستان آن در معجم البلدان ( ماده أجاء ) آمده است. ( از معجم البلدان ).
عوجاء. [ ع َ ] ( اِخ ) نهری است بین أرسوف والرملة از سرزمین فلسطین از سواحل. و گویند آبی است ازآن ِ بنی صَموت از بطن تُربة. ( از معجم البلدان ).

جمله سازی با عوجاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در برخی متون قدیمی، به مسیرهای عوجاء و منحرفی اشاره شده است که انسان را از راه حقیقت و عدالت دور کرده و به گمراهی‌های بزرگ می‌کشاند.

💡 او با وجود تلاش برای اصلاح امور، همچنان در مسیرهای عوجاء قدم برمی‌داشت و از اصول اخلاقی و قوانین مستقیمی که باید پیروی می‌کرد، بسیار فاصله داشت.

💡 فلسفه اخلاق تلاش می‌کند تا انسان را از رفتارهای عوجاء و منحرف بازداشته و او را به سوی مسیرهای مستقیم، منطقی و همسو با طبیعت انسانی هدایت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران