لغت نامه دهخدا
عنان جنبانیدن. [ ع ِ جُم ْ دَ ] ( مص مرکب ) تکان دادن عنان. || بمجاز، راندن بر کسی:
اگر بر اژدها و شیر جنگی
بجنباند عنان خنگ زیور.عنصری.
عنان جنبانیدن. [ ع ِ جُم ْ دَ ] ( مص مرکب ) تکان دادن عنان. || بمجاز، راندن بر کسی:
اگر بر اژدها و شیر جنگی
بجنباند عنان خنگ زیور.عنصری.
تکان دادن عنان بمجاز راندن بر کسی