لغت نامه دهخدا
عسکران. [ ع َ ک َ ] ( ع اِ ) تثنیه عسکر. رجوع به عسکر شود. || ( اِخ ) عَرَفه و مِنی ̍. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
عسکران. [ ع َ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کرون. بخش نجف آباد. شهرستان اصفهان. سکنه آن 1357 تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات، انگور، سیب زمینی، پنبه، بادام، گردو و کتیراست. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).