عراقیل

لغت نامه دهخدا

عراقیل. [ ع َ ] ( ع اِ ) سختی ها و کارهای دشوار و سخت و دشواریها. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). داهیة. ( مهذب الاسماء ).

جمله سازی با عراقیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مسیر رسیدن به اهداف بزرگ و بلندپروازانه، انسان همواره با عراقیل و موانع متعددی روبرو می‌شود که او را برای رسیدن به موفقیت به چالش می‌کشند.

💡 برای پیشرفت اقتصادی در این منطقه، دولت باید تمام عراقیل موجود در مسیر سرمایه‌گذاری‌های خارجی و پروژه‌های زیربنایی را به طور جدی و اساسی برطرف نماید.

💡 اگر نخواهیم عراقیل ذهنی و باورهای محدودکننده خود را پشت سر بگذاریم، هرگز نمی‌توانیم به سوی رشد شخصی و بلوغ فکری و عملی واقعی حرکت کنیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران