لغت نامه دهخدا
عذاب الفنج. [ ع َ اَ ف َ ] ( نف مرکب ) که عذاب اندوخته کند و بیلفنجد. و معنی ترکیبی ذخیره کننده واندوزنده عذاب و کنایه از دل آزار است:
توانگری به دل است ای گدای با صد گنج
چو راحتی نرسانی مشو عذاب الفنج.میرخسرو ( از آنندراج ).
عذاب الفنج. [ ع َ اَ ف َ ] ( نف مرکب ) که عذاب اندوخته کند و بیلفنجد. و معنی ترکیبی ذخیره کننده واندوزنده عذاب و کنایه از دل آزار است:
توانگری به دل است ای گدای با صد گنج
چو راحتی نرسانی مشو عذاب الفنج.میرخسرو ( از آنندراج ).
که عذاب اندوخته کند و بیلفنجد و معنی ترکیبی ذخیره کننده اند و زنده عذاب و کنایه از دل آزارست