لغت نامه دهخدا
عباس جوب. [ ع َب ْ با ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش قروه شهرستان سنندج. واقع در 55 هزارگزی خاور سنندج و هشت هزارگزی خاور دهکلان و چهارهزارگزی شمال شوسه قروه. ناحیه ای است جلگه و سردسیر. 175 تن سکنه دارد.آب آن از چشمه و رودخانه طهماسب قلی تأمین میشود. محصولات آن غلات و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و گله داری اشتغال دارند. راه مالرو دارد و در تابستان اتومبیل میتوان برد. از صنایع دستی زنان: قالیچه، جاجیم و گلیم بافی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).