عانقاء

مترادف‌ها

سیمرغ، ققنوس

لغت نامه دهخدا

عانقاء. [ ن ِ ] ( ع اِ ) سوراخ کلاکموش. ( از المنجد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

جمله سازی با عانقاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در اساطیر بسیار قدیمی، پرنده عانقاء نمادی از موجودی جادویی است که در میان ابرها زندگی کرده و بسیار دور از دسترس انسان‌ها قرار دارد.

💡 بسیاری از داستان‌های افسانه‌ای و شعر‌های کلاسیک، از عظمت و زیبایی پرنده عانقاء برای توصیف موجودی غیرقابل دسترس و بسیار نادر یاد کرده‌اند.

💡 اگرچه عانقاء یک موجود خیالی است، اما نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری فرهنگ و باورهای اسطوره‌ای بسیاری از ملت‌های جهان ایفا می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران