عاق کردن
مترادفها
سقط کردن
متضادها
ادامه دادن، حفظ کردن، ایجاد کردن
فرهنگ معین
(قّ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) نفرین کردن پدر و مادر فرزند خود را.
ویکی واژه
نفرین کردن پدر و مادر فرزند خود را.
سقط کردن
ادامه دادن، حفظ کردن، ایجاد کردن
(قّ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) نفرین کردن پدر و مادر فرزند خود را.
نفرین کردن پدر و مادر فرزند خود را.