طوق انداختن

مترادف‌ها

مهار کردن، بند کردن، محصور کردن، فریب دادن، گول زدن

متضادها

رها کردن، آزاد کردن

لغت نامه دهخدا

طوق انداختن. [ طَ / طُو اَ ت َ ] ( مص مرکب ) سرخ یا سیاه شدن اطراف و پیرامون ریش و قرحه. سرخ یا سیاه شدن پیرامون چشم از لاغری یا بیماری.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) سرخ یا سیاه شدن اطراف زخم و قرحه یا پیرامون چشم از لاغری یا بیماری.