طمع دربستن

مترادف‌ها

طمع کردن، زیاده‌خواهی

متضادها

طمع ورزیدن

لغت نامه دهخدا

طمع دربستن. [ طَ م َ دَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) رجوع به طمع بستن شود: روباه... طمع دربست که گوشت و پوست او فراخور آواز باشد. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - حرص ورزیدن آزمند گردیدن. ۲ - امید بستن.

کلمات مرتبط