طفوح

لغت نامه دهخدا

طفوح. [ طُ ] ( ع مص ) طفح. ( منتهی الارب ). لبالب و پر شدن ظرف. ( منتخب اللغات ). پر شدن. ( تاج المصادر ). لبالب شدن خنور. پر و لبالب گردیدن آوند و پر کردن آن را ( لازم و متعدی ). ( منتهی الارب ).

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز