طعنه داشتن

مترادف‌ها

کنایه داشتن

متضادها

ستایش، تمجید، تعریف

لغت نامه دهخدا

طعنه داشتن. [ طَ ن َ / ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) توبیخ و سرزنش کردن. طعنه زدن:
گشته تا بیت الشرف از مقدمت کاشانه ام
طعنه بر خورشید دارد خشت فرش خانه ام.مخلص کاشی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

توبیخ و سرزنش کردن.

کلمات مرتبط