کلمهی «طرنجیدگی» در فارسی به معنای کشیدگی، تمدد یا حالت کشآمده بودن چیزی است و در متون کهن، از جمله منابعی مانند «ذخیره خوارزمشاهی»، بهکار رفته است. این واژه بهویژه برای توصیف حالت پوست یا عضلات استفاده میشده، جایی که پوست برای صاف شدن کشیده میشود یا عضلات دچار کشیدگی میشوند. در منابع پزشکی و ادبی گذشته، «طرنجیدگی» برای بیان ویژگیهای ظاهری بدن، مانند کشیدگی پوست پیشانی یا عضلات، بهکار میرفته و گاهی با تحلیل و تشخیص وضعیت سلامت نیز مرتبط بوده است. این واژه با مفهومی نزدیک به «ترنجیدگی» و «تمدّد» هممعنی است و نشاندهنده وضعیت کشیده و منبسطشده بافتها یا سطح بدن است. «طرنجیدگی» بار معنایی توصیفی دارد و برای تحلیل دقیق حالات فیزیکی بدن یا بررسی حرکات عضلانی کاربردی است. از نظر ساختاری، این واژه حالتی را بیان میکند که در آن چیزی کشیده و منبسط شده است.
طرنجیدگی
لغت نامه دهخدا
طرنجیدگی. [ طُ رَ دَ / دِ ] ( حامص ) کشیدگی. ترنجیدگی: و تمدد را به پارسی طرنجیدگی گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و خطها و شکنهای پوست پیشانی، بسبب طرنجیدگی پوست ناپیدا شود. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و این درست نیست، از بهر آنک اگر علت اندر جانب راست بودی نقصان حس و طرنجیدگی عضله ها اندر آن جانب بودی. ( ذخیره خوارزمشاهی ).