صکک
مترادفها
چک، حواله، سفته
لغت نامه دهخدا
صکک. [ ص َ ک َ ] ( ع مص ) سست زانو گردیدن. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
سست زانو گردیدن
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
چک، حواله، سفته
صکک. [ ص َ ک َ ] ( ع مص ) سست زانو گردیدن. ( منتهی الارب ).
سست زانو گردیدن
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)