صمغان

لغت نامه دهخدا

صمغان. [ ص ِ ] ( ع اِ ) دو کرانه دهان که ملتقای هر دو لب است یا جای فراهم آمدن آب دهن در دو جانب لب. ( منتهی الارب ). هر دو سوی دهن. ( مهذب الاسماء ).
صمغان. [ ص َ ] ( ع ص ) لقیت صمغان و کذا لقیت اباصِمغَه؛ یعنی دیدم شخصی را که صمغ می آرد دهن و هر دو گوش و هر دو چشم و بینی او چنانکه صمغ می آرد درخت. ( منتهی الارب ).

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز