صارفات
مترادفها
منحرفکنندگان
لغت نامه دهخدا
صارفات. [ رِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ صارفة: و طاهر وعراقی بادی در سر داشتند بزرگ و بیشتر خلوتها با بوسهل زوزنی بود و صارفات ( ؟ ) او می برید و مرافعات را وی می نهاد و مصادرات او میکرد. ( تاریخ بیهقی ص 87 ).
منحرفکنندگان
صارفات. [ رِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ صارفة: و طاهر وعراقی بادی در سر داشتند بزرگ و بیشتر خلوتها با بوسهل زوزنی بود و صارفات ( ؟ ) او می برید و مرافعات را وی می نهاد و مصادرات او میکرد. ( تاریخ بیهقی ص 87 ).