تغشیه
مترادفها
پوشاندن، پوشش، حجاب، پردهپوشی
متضادها
آشکار کردن، برملا کردن
لغت نامه دهخدا
( تغشیة ) تغشیة. [ ت َ ی َ ] ( ع مص )چیزی در کسی پوشانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). بپوشانیدن. ( زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). خویشتن را بجامه درپوشانیدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ): بفرمود تا بزمگاه او به تعبیه خیول و تغشیه فیول بیاراستند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ اول تهران ص 332 ). || فروگرفتن و پوشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). غشی اﷲ علی بصره تغشیة؛ پرده اندازد خدای بر چشم او و کور سازد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پرده انداختن. ( آنندراج ). || مجامعت کردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ).
جمله سازی با تغشیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در برخی متون قدیمی، از واژه تغشیه برای توصیف پوشاندن حقیقت یا پرده کشیدن بر روی اسرار پنهان در داستانهای عرفانی استفاده میشود.
💡 تاریکیِ مطلقِ شب مانند یک تغشیه بر فراز شهر سایه افکنده بود و همه چیز را در سکوتی عمیق و بسیار مبهم فرو برده بود.
💡 شاعر با استفاده از استعارههای بسیار پیچیده، سعی داشت تغشیه و پردهای بر واقعیتهای تلخ زندگی بردارد تا حقیقت را به خواننده نشان دهد.