شیون انگیختن
مترادفها
گریه گرفتن، مویه دمیدن
متضادها
خنداندن، شاد کردن
لغت نامه دهخدا
شیون انگیختن. [ شی وَ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) فریاد و زاری کردن. آوا سر دادن:
چون سگی کو گله به گرگ سپرد
شیون انگیخت با شبانه کرد.نظامی.
فرهنگ فارسی
فریاد و زاری بر کردن آوا سر دادن