شیرماک تصویر معنی شیرماک لغت نامه دهخدا شیرماک. ( اِ مرکب ) آغوز. ( یادداشت مؤلف ). فله. فرهنگ فارسی آغوز فله در تداول مردم خراسان کلمات مرتبط اوگرم شیلانک خروس بچه خرس کلمیه چوژه ربا شیر خوی