لغت نامه دهخدا
شهر ناپرسان. [ ش َ رِ پ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) شهری که در آنجا کسی به داد کسی نرسد و عدل و انصاف را رواجی نباشد. ( آنندراج ):
از هوای شهر ناپرسان عشق از ما مپرس
میشوی بیمار دل زآن مسکن و مأوا مپرس.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
شهر ناپرسان. [ ش َ رِ پ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) شهری که در آنجا کسی به داد کسی نرسد و عدل و انصاف را رواجی نباشد. ( آنندراج ):
از هوای شهر ناپرسان عشق از ما مپرس
میشوی بیمار دل زآن مسکن و مأوا مپرس.محسن تأثیر ( از آنندراج ).
شهری در آنجا کسی بداد کسی نرسد و عدل و انصاف را رواجی نباشد.