شحناء

مترادف‌ها

کینه، دشمنی، خصومت

متضادها

دوستی، محبت، صلح

لغت نامه دهخدا

شحناء.[ ش َ ] ( ع اِمص ) دشمنی. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). دشمنی که دل کس را پر کرده باشد. ( از اقرب الموارد ). || منافسه. مبارات. ( یادداشت مؤلف ).

کلمات مرتبط