شاگار واژهای کهن در زبان فارسی است که به معنای کاری اجباری و بدون مزد به کار میرود. این نوع کار معمولاً به دستور شاه یا حکومت انجام میشده است. شاگار به کاری گفته میشد که مردم مجبور بودند انجام دهند، بیآنکه در برابر آن دستمزدی دریافت کنند. این واژه با کلمه «بیگار» هممعنی است که آن هم به معنای کار بیمزد است. در منابع لغوی آمده که شاگار در اصل از واژه «شاهگان» گرفته شده است. به همین دلیل، این کار به سبب فرمان شاه انجام میشده و رایگان بوده است. بعدها واژه «شایگان» نیز برای چنین کاری به کار رفته است. برخی پژوهشها نشان میدهد شکل درستتر این واژه در اصل «شاکار» بوده است. شاگار بیشتر در متون تاریخی و ادبی قدیم دیده میشود. به طور کلی، این کلمه یعنی کاری اجباری که به حکم حکومت انجام میشود و مزدی برای آن پرداخت نمیشود.
شاگار
لغت نامه دهخدا
شاگار. ( اِ مرکب ) بمعنی کاری که بحکم شاه باشد و مزد ندهند و شایگان نیز گویند چه در اصل شاهگان بوده و آن را بیگار یعنی کار بی مزد گویند. ( از آنندراج ):
گناهی ندارم بهانه نهی
چو شاگرد شاگار چندم دهی.فردوسی.اما همچنانکه از شرح لغت نیز برمی آید اصل کلمه شاکاراست نه شاگار.
شاگار. ( اِخ ) قصبه ای است در میان شهر بسطام و دامغان که مخصوصاً برای شاه در آنجا زراعت میکرده اند ومعنی آن کشت شاه بوده و از شاهد صادق نقل شده. ( آنندراج ). اما ظاهراً شاگار مبدل و مخفف شاه کار باشد.