شاماله تصویر معنی شاماله لغت نامه دهخدا شاماله. [ ل َ / ل ِ ] ( ص ) اسمر. گندمگون. قهوه ای رنگ. ( ناظم الاطباء ). اما در جای دیگر دیده نشد. کلمات مرتبط یکرک رفتن روب دیوارو شایگینی سخامه دبم اسمرار