اسمرار
مترادفها
تیره شدن، سیاهی، تیرگی
متضادها
سپیدی
لغت نامه دهخدا
اسمرار. [ اِ م ِ ] ( ع مص ) سخت گندمگون شدن. ( ناظم الاطباء ). گندمگونی. ( یادداشت مؤلف ).
تیره شدن، سیاهی، تیرگی
سپیدی
اسمرار. [ اِ م ِ ] ( ع مص ) سخت گندمگون شدن. ( ناظم الاطباء ). گندمگونی. ( یادداشت مؤلف ).